شب سحر گشت و من بیدارم هنوز / دیده نابینا گشت و من مشتاق دیدارم هنوز


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :کلثوم
تاریخ:چهارشنبه 15 آذر 1391-09:05 ب.ظ

رنگی که آزارم می دهد

متنفر نیستم، نه!
نه از تو، بلکه از هیچ چیز و هیچ کس متنفر نبوده و نیستم.
ولی
ولی دوستت ندارم

یکی از رنگهایی که این تو این دنیا آزارم میده، دورنگیه.
اینکه باهاش میگی و میخندی وهمه جوره ساپورتش میکنی خوبه. اصلا از ادب ونزاکته.عین دین که بامسلمان (وغیرمسلمان) خوشرو باشی...
همه ی اینا خوبه وقتی، وقتی که پشت سرش هم همین باشی.....





نویسنده :کلثوم
تاریخ:چهارشنبه 15 آذر 1391-06:10 ب.ظ

یک گل سرخ

میخواستم نماز بخونم،یادم اومد که در خواب کسی گفت قبله ای که برآنی اشتباه است...
دوستم گفت: خواب بعدازظهر تعبیر ندارد
آن دیگری گفت: شاید باید قبله ات یک گل سرخ باشد...




نویسنده :کلثوم
تاریخ:دوشنبه 22 آبان 1391-07:16 ب.ظ

این روزها همه با خودشان حرف دارند

داشتم تو خیابون دانشگاه راه می رفتم که یه هویی به خودم اومدم،داشتم با خودم حرف می زدم فکر کنم آخراشم داشتم می خندیدم.

به خودم گفتم دختر!!! تو خیابون ، در ملا عام ،تنها ، خندیدن و حرف زدن....خیلی ناجوره...فردا پس فردا مردم راجع بت چی میگن؟!!

 خودم رو جمع کردم و با قیافه ی جدی و کاملا موجه سرم رو بلند کردم تا به راهم ادامه بدم.انگار نه انگار که...

یه پسره داشت از روبه رو می اومد، فاصله مون خیلی نزدیک نبود،به نظر میومد اونم دانشجو باشه، تنها بود،نزدیکتر شد،خدای من لباش تکون می خورد،لبخندهم میزد....

فهمیدم این روزها همه با خودشان حرف دارند!!!

 

 


نتیجه اخلاقی:

1- مردم سرشون خیلی شلوغه، نمیتونن همدیگه رو ببینن و باهم حرف بزنن واسه همین حرفاشون رو به خودشون میگن.

2- در جامعه ی آماری مذکور ، اشخاص در حین مکالمه با خود میخندیدند.این به این معناست که همه چیز آرام است.(اگر گریه میکردن قضیه فرق میکرد.

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:شنبه 13 آبان 1391-06:37 ب.ظ

الیوم اکملت لکم دینکم

بسم الله الرحمن الرحیم

حرمت علیکم المیتة و الدم و لحم الخنزیر و ما اهل لغیر الله به و المنخنقة و الموقوذة و المتردیة و النطیحة و ما اکل السبع الا ما ذکیتم و ما ذبح علی النصب و ان تستقسموا بالازلام ذلکم فسق الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا فمن اضطر فی مخمصة غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم

 

ایه ی 3 ، سوره ی مائده

 

برشما حرام شده است مردار و خون و گوشت خوک و حیوانی که هنگام ذبح نام غیرخدا بر آن برده شده و حیوانی که خفه شده یا با زدن مرده یا از بلندی پرتاب شده و جان داده یا به ضرب شاخ حیوان دیگر کشته شده و حیوانی که درندگان آن را خورده اند ، مگر آنچه را که زنده بیابید و خود سر ببرید،و حیوانی که بر آستان بتها سر بریده اند و این که گوشت دام را با تیرهای قمار سهم بندی کنید

ای مومنان اینها نافرمانی خداست .امروز کسانی که کافر شده اند از ضربه زدن به دین شما ناامید گشته اند . پس از انان نترسید و از من بترسید.

امروز دینتان را برای شما کامل ساختم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را ایین شما پسندیدم.

پس هرکس هنگام قحطی و گرسنگی به خوردن گوشت حرام ناچار گردد در حالی که به گناه تمایل نداشته باشد و از حد ضرورت نگذرد بر او گناهی نیست که از ان بخورد زیرا خداوند حرمت را در حال ضرورت برداشته است چرا که خدا امرزنده و مهربان است.





نویسنده :کلثوم
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1391-08:19 ب.ظ

دیدار بی بهانه

این روزها همه می خواهند کت بسته مال انها باشیم.

حتی تو!

امروز وقتی ته دلم را خالی کردی ، دنیا را خالی دیدم

خودم را دیدم و تو

باز خلوت من و تو

نمیدانم چرا هروقت می خواهی مرا ببینی ته دلم را خالی میکنی؟

باز خالی شدم به همان بهانه ی قدیمی

کاش دیدار من وتو بی بهانه بود

یعنی اگر این بهانه نبود دیدار من وتو هم نبود؟!

نمی دانم شاید اگر این بهانه نبود دیداری هم نبود

شاید من سرسخت تر از آنم که بی بهانه به بندت درآیم

شایدها وبایدها به کنار

تعییین قراردیدار بعدی بامن

دیدار دوباره بی هیچ بهانه

برای همیشه....

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:یکشنبه 7 آبان 1391-11:10 ب.ظ

بگذار فکرکنند....

 
گـاهــی فـقــط بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شوی
بگذار فـکــر کـنــند نفهمیدی.




نویسنده :کلثوم
تاریخ:شنبه 6 آبان 1391-07:10 ب.ظ

هرکس گرفتار است گرفتار یار است



1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛
زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس
گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.


2. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن،

روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با
این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند.
بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.


3.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل
بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.



4. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده

ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که
می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز
می شود.

5. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و

خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری،
تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت
رحما نی و… . کار محبت همین است.


6. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم

می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

7. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا

خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم
بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال
خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب
خدایی بود.



8. "دل های مؤمنین كه به هم وصل می‌شود، آب كُر است. وقتی به علــی علیه

السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در
تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب كُر نه تنها نجس نمی شود ، بلكه متنجس
را هم پاك می كند."

 
پندهایی از حاج محمّد اسماعیل دولابی (رحمة الله علیه)





نویسنده :کلثوم
تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1391-12:51 ق.ظ

عیدقربان برشما مبارک جناب!

نمیدانم امسال به جز من چندقربانی دیگر را به قتلگاه بردی 

نمیدانم به جز اشک شبانه ی چشمهای من

اشک چشم چندنفردیگر بدرقه ی عید امسالت هستند

فقط خواستم بگویم

 عید قربان بر تو مبارک





نویسنده :کلثوم
تاریخ:دوشنبه 1 آبان 1391-10:53 ب.ظ

همزاد

هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی کار کردی؟

 تو ٧ میلیارد انسان تو رو پیدا کرده، دیگه چیکار کنه ..!!!؟





نویسنده :کلثوم
تاریخ:دوشنبه 1 آبان 1391-10:29 ب.ظ

کسی منتظر است

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:جمعه 28 مهر 1391-09:44 ب.ظ

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما
دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما




نویسنده :کلثوم
تاریخ:سه شنبه 25 مهر 1391-01:33 ب.ظ

صف

کارشناسی که بودم همه ی روزم رو تو صف غذا و سرویس بودم

حالا که ارشدم تو صف امضام

از تو صف بودن خسته شدم

دیگه نمیخوام توصف (صفهای بیخود) باشم

تصویب شد

دکترا نمی خونم.





نویسنده :کلثوم
تاریخ:جمعه 21 مهر 1391-10:13 ق.ظ

اگر می دانستم...می گفتم دوستت دارم




 خداحافظی یکی از غول های ادبیات قرن بیستم و برنده نوبل ادبیات
 خالق صد سال تنهائی : گابریل گارسیا مارکز

اگر می دانستم این آخرین دقایقی ست که تو را می بینم , به تو می گفتم " دوستت دارم " و نمی پنداشتم تو خود این را می دانی.......
گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلاست و می‌داند عمر زیادی برایش باقی نیست.بخوانید چگونه در این نامه‌ی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی می‌کند:
... اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم.
به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندنم، اما یقیناً هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم. راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند.
اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم. به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند، بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند. به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است.
چه چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام ... یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ی کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است. یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند. یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد ازبالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند.
چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام ... . احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ... . همراه با عشق
گابریل گارسیا مارکز







نویسنده :کلثوم
تاریخ:چهارشنبه 19 مهر 1391-09:38 ب.ظ

مراحل تکوین جوجه

تنها خداست که سزاوار عبادت است نه هیچ بنده و واسطه دیگری به هر نام و تقدسی که باشد

!!!
خداوندا، تنها تویی که شایسته پرستشی




نویسنده :کلثوم
تاریخ:سه شنبه 18 مهر 1391-11:43 ب.ظ

تک جمله

اگر کاری که دوست دارید انجام نمی دهید،

 به این دلیل است که انرژی خود را در جاهای دیگر صرف می کنید.








  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic