شب سحر گشت و من بیدارم هنوز / دیده نابینا گشت و من مشتاق دیدارم هنوز


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :کلثوم
تاریخ:جمعه 9 تیر 1391-10:37 ق.ظ

تب ازلی

سردی این تبعیدگاه

تب ازلی من

وجودم می سوزد از این همه خواب تکراری مشوش





نویسنده :کلثوم
تاریخ:چهارشنبه 7 تیر 1391-07:07 ب.ظ

خنده داره؟؟؟

چقدر خنده داره که 15 دقیقه خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی تماشای 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد میگذره!

چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به مركزخرید میریم کم به چشم میاد!

چقدر خنده داره که وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر میکنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم اما سخنان قران رو به سختی باور میکنیم!

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال میکنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!

خنده داره اینطور نیست؟ · دارید میخندید؟ · دارید فکر میکنید؟ ·

 این حرفا رو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاسگزار باشید که او خدای دوست داشتنی ست. ·

 آیا این خنده دار نیست که وقتی میخواهید این حرفا را به بقیه بزنید خیلیها را از لیست خود پاک میکنید؟ به خاطر اینکه مطمئنید که اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارند.

· این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنید دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:جمعه 2 تیر 1391-01:00 ق.ظ

آدمای عاقل

همین روزا ست که اسمم رو تو گینس ثبت کنن!!!

چرا ثبت کنن؟

میگم الان.....

به خاطر شاخهای فراوون رو کله ام!

به خاطر اینکه این روزا با چشمای خودم  فط و فراوون میبینم که آدمای عاقل کارای عجیب غریب میکنن....

آدمای عاقل،کارای عجیب!!!!!!

 

 

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:جمعه 26 خرداد 1391-11:54 ق.ظ

حال گیری

خدایا!!

 مرسی از حال گیری امروزت

مرسی از نگاه های عتاب آلود دیروزت

...





نویسنده :کلثوم
تاریخ:جمعه 26 خرداد 1391-11:46 ق.ظ

من دلم تنگ خودم گشته و بس...

من نه عاشق هستم
ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم هستم و یک حس غریب
که به صد عشق و هوس می ارزد

من خودم هستم و یک دنیا ذکر
که درونم لبریز
شده از شعر حقیقت جویی
من خودم هستم و هم زیبایم

من خودم هستم و پا بر جایم
من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم
عاری از عاطفه ها

تهی از موج سراب
دورتر از رفقا
خالی از هرچه فِراق

من نه عاشق هستم
نه حزین ِغم ِتنهایی ها
من نه عاشق هستم
ونه محتاج نوازش یا مهر

من دلم تنگ خودم گشته و بس
مَنِشینید کنارم
پیِ دلجویی و خوش گفتاری
که دلم از سخنان غم و شادی پر شد
من نه عاشق هستم
ونه محتاج ِعشق

من خودم هستم و مِی
با دلم هستم و هم سازیِ نِی
مستی ام را نپرانید به یک جملة....«هی!»

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:چهارشنبه 17 خرداد 1391-03:49 ب.ظ

نشان یار....

هر وقت راهی سفرهای دور و نزدیک میشم گردن اویزی رو که بهم هدیه دادی گردنم میندازم.

گردن آویز رو یادته؟؟

همون که  از چرم درست شده بود و یه قران کوچیک داخلش بود....

تو همه ی مسافرتها .....

گردن اویز همراه منه!

اون قرآن کوچیک همرا منه!

 تو همراه منی!

راستی !!!!

اون قران کوچیک همراه منه چون یاداور توه؟

یا ....

تو همراه منی چون یاداور قرانی؟

یادآور خدایی؟

یادآور یاری؟





نویسنده :کلثوم
تاریخ:یکشنبه 14 خرداد 1391-10:26 ق.ظ

جای خالیتو با چی پر کنم؟

کمی دیر نوشتم اما باید مینوشتم...

 

به رسم غروبهای دلگیر خوابگاه و پنج شنبه ها , دیشب هوام متلاطم بود.

 رفتم سراغ دوستم و بهش گفتم بیا بریم پیاده روی....

 برخلاف دفعات قبلی که با اشتیاق میپذیرفت اینبار گفت نه نمیام.....

 داشت چت میکرد رفتم کنارش نشستم و بدون مقدمه ازش پرسیدم:

 چرا هممون تنهاییم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ( تو ذهنم گفتم من یه نفر رو میخوام که در سکوت باهام قدم بزنه و تو یه نفر رو میخوای که باهاش حرف بزنی, چت کنی !!!!!!)

 درحالیکه داشت چت میکرد گفت:

 هرجا که جای خدا خالی است ادمها احساس تنهایی میکنند, دلها هم احساس تنهایی میکنند.

 

خدایا جای خالی! جاهای خالی .....

 

 





نویسنده :کلثوم
تاریخ:شنبه 13 خرداد 1391-03:25 ب.ظ

تو اگر مرا...

 تو اگر مرا اهلی کنی ، زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد.

من با صدای پایی آشنا خواهم شد که با صدای پاهای دیگر فرق خواهد

داشت. صدای پاهای دیگر مرا به سوراخ فرو خواهد برد ولی صدای پای

 توهمچون نغمه ی موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.

 

گزیده ای از کتاب شازده کوچولو ، آنتوان دوسنت اگزوپری





نویسنده :کلثوم
تاریخ:شنبه 13 خرداد 1391-03:21 ب.ظ

قرآن

"ما آسمان و زمین و موجودات بین آن دو را باطل و بیهوده نیافریدیم "

(ص 27)





نویسنده :کلثوم
تاریخ:شنبه 13 خرداد 1391-03:04 ب.ظ

الله

موریانه ها در کمین نوشته ها نشسته اند ، چه می شود نوشت جز "الله"

 

با سلام خدمت دوستای گل مجازی و غیرمجازیم

اومدم که باشم ،تا کی !!نمیدونم ؟!

هستم ، باشید......

 








  • تعداد صفحات :5
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات