شب سحر گشت و من بیدارم هنوز / دیده نابینا گشت و من مشتاق دیدارم هنوز


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :کلثوم
تاریخ:شنبه 5 اسفند 1391-10:51 ب.ظ

پای دل

همیشه موقع رفتن پام میلنگه!
هم پام میلنگه ،هم ....
این دفعه هم به روال همه ی رفتنها میلنگم.
شاید اونقدر که خاطره بد دارم، خاطره خوب نداشته باشم،شاید اونقدر که غمگین شدم،اونقدر که غمگینم کردند،خوشحال نشدم، خوشحالم نکردند!
شایداونقدر که راه را بستند راه را هموار نکردند.........
شاید اونقدر که....

اما،اما با وجود همه ی اینها ، اینبارهم موقع رفتن ، پای دلم میلنگد..........





هوالسامع
شنبه 5 اسفند 1391 11:29 ب.ظ
سلام
همه چیز اولش سخته بعدش اروم اروم عادت میکنیم حتی به مردن
پاسخ کلثوم : سلام
درست میگی.مردن! چه غمناک!مثل دل مردگیهایی که شاید خیلیهامون مبتلاییم.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات