تبلیغات
روزهای دختر حوا - نشان یار....

شب سحر گشت و من بیدارم هنوز / دیده نابینا گشت و من مشتاق دیدارم هنوز


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :کلثوم
تاریخ:چهارشنبه 17 خرداد 1391-02:49 ب.ظ

نشان یار....

هر وقت راهی سفرهای دور و نزدیک میشم گردن اویزی رو که بهم هدیه دادی گردنم میندازم.

گردن آویز رو یادته؟؟

همون که  از چرم درست شده بود و یه قران کوچیک داخلش بود....

تو همه ی مسافرتها .....

گردن اویز همراه منه!

اون قرآن کوچیک همرا منه!

 تو همراه منی!

راستی !!!!

اون قران کوچیک همراه منه چون یاداور توه؟

یا ....

تو همراه منی چون یاداور قرانی؟

یادآور خدایی؟

یادآور یاری؟






الی جوووووووووووو
جمعه 19 خرداد 1391 12:17 ق.ظ
ممول کی بهت اون قرآن رو داده؟
پاسخ کلثوم : یه دوست خوب مثل تو!
این مطلب فقط خطاب به اون دوستم نیست که بهم قران داده بلکه خطاب به همه ی دوستان خوبی است که در مسیر زندگی با من بودن ....
بهار
چهارشنبه 17 خرداد 1391 08:43 ب.ظ
پیوندت کردم حاج خانم
پاسخ کلثوم : لطف فرمودید حاج خانم
هوالسامع
چهارشنبه 17 خرداد 1391 04:57 ب.ظ

سلام
چه خوب وزنده مینویسید

رابطه ای که در آن یاد خدا ویاد دوست ،در هم تنیده اند وقابل تفکیک نیستند رابطه ی بسیار محترمیست

اگر یادتان ماند وباران گرفت
دعایی به حال بیابان کنید
یاحق
پاسخ کلثوم : سلام
ممنونم دوست من
چشم حتما،شما هم ما رو بی نصیب از دعاتون نذارید.
در پناه حق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.